اتفاقای امروز..♥♡
سلام سلامممم سلااممم......^--^
این مطلبو واسه نی نی خوشگلمون برادر زاده عزیز تر از جونم مینویسممممم....
امروز با مامان فریده صحبت میکردم. میدونی ک عزیز دلم مامان بابا ایران زندگی نمیکنن ... اما بخاطر تو دیگه کم کم دارن میان ایران تا مامان فریده و بابا پدرام راحت تر باشن و و تو توی وطن مادری و پدریت ب دنیا بیاااای....
چندروزه ک مامان فریده سرماخورده شده چون نمیتونه قرص قوی بخوره مجبوره ک تحمل کنه و یکم طولانی شده مریضیششش اما خب الان بهتره مامان جونت عزیزه دلم
فکر کنم تا یک ماه دیگه یعنی بیست روز مونده ب عید بیان پیشمون و عید امسال توام جزوی از افراد زندگیه ما شدی^-^ ...
بهترین عیدو واسه هممون رقم زدی خوشگله عمه :***
جونم واستتتت بگه ک مامان فریده از مالزی کلی لباسای گوگولیو خوشگل واست گرفتهههه ... ازین لباس خرسیاااا ازین لباس جوراب دارا . ^---^ازینا ک وقتی تن تو بره منننن قول نمیدم ب کسی ک خودمو کنترل کنم و گازت نگیرمممممم..^-^ ...
راستش میخواستم عکسای لباساتو بفرستم اینجا چون الان مامان فریده واسم تو وایبر فرستاد اما یاد ندارم عمه جان روش اپلود عکسو:))...سعی میکنم زودی یاد بگیرم ولیییی...^-^....
تو پست بعدی حتما بزارممم...
خوشگله عمههه راستییییی از مامان فریده پرسیدم ک الان چند وقتت شده گفت ک هنوز انداره کنجدی ^-^ الهی بگردم منننننن!^-^... زودی بزرگ میشی انشالله سالم و سلامت باعث افتخار همه ی ما میشی... بی صبرانه منتظرتمممممممممم من :* باا اینکه ندیدمت اما عاشقتممم از ته ته دلم ^-^

اتفاقای امروز..♥♡ 

سحر